X
تبلیغات
گلدان خالي ...
گلدان خالي ...
گلدان خالی به تنهایی بی ارزش است و گل منتی بزرگ بر سر گلدان
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم آذر 1392 توسط سيد وحيد رضا |
 

      گلدان خالی

 

نوشته شده در تاريخ شنبه نهم آذر 1392 توسط سيد وحيد رضا |

 

باران آمد !

اما چه دیر ..

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم آذر 1392 توسط سيد وحيد رضا |
 

هر چيز كه در جستن آني ... آني ؛



پي نوشت : همين !

 

تحليل نوشت : ؟؟؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 توسط سيد وحيد رضا |


حسین هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید ... ...

صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یک ماه تکیه راه میاندازد
و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می
مالد و 11 ماه هم سرشان را شیره !

 

حسین هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید... ...

مداح معروف شهر بابت 7 ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را میگیرد !

 

حسین هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید ... ...

 آقای مایه دار؛ تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند
 و تا آخر سال هم مشتری
هایش را  !

 

حسین هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید ... ...

 قادر؛ روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد
 ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی
افتد !

  

حسین هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید ... ...

نیما پشت ماکسیمایش مینویسد "من سگ کوی حسینم"
ولی هیچ وقت از چارلی (سگ 11ماهه
اش) دور نمیشود  !

 

حسین هنوز مظلوم است چون وقتی محرم میآید ... ...

به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما میگرید !

 

 

و حسیـن (ع) ؛

 هنوز هم مظلـوم است...


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 توسط سيد وحيد رضا |

 نه بهار با هیچ اردیبهشتی ؛

نه تابستان با هیچ شهریوری ؛

و نه زمستان با هیچ اسفندی ؛



اندازه پائیز به مذاق خیابانها خوش نیامد !


پائیز مهری داشت که بر دل هر خیابان می نشست ...


 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم مهر 1392 توسط سيد وحيد رضا |


دوباره مثل همیشه ؛ رسانیدی ام آقــا

میان این همه دلداده ؛ خواندی ام آقــا

خودم نیامده ام تـو ؛ کـشاندی ام  آقــا

ســـلام داده ، نـداده ؛ تـکاندی ام آقــا

 گلدان خالی و ضامن آهو

 

آهو نوشت :  تــو ضامن آه منی ای ضامن آهو ...

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 توسط سيد وحيد رضا |
 

خـــــدمــت...

               تــــــــــــــمام !

 

               گلدان خالی.. خدمت

 

 گذشته نوشت : نوبت ما شد

نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد 1392 توسط سيد وحيد رضا |

حضرت امام حسین علیه السلام :


کسی که تو را دوست دارد ، از تو انتـقاد می کند ؛

و کسی که با تو دشمنی دارد ، از تو تعریف و تمجید می کند .


بحار الانوار - جلد 75 - صفحه 128 

نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم تیر 1392 توسط سيد وحيد رضا |


شنبه 18 خرداد1392 ساعت: 15:53     توسط:....

خردادیا خصوصیات دیگه ای هم دارن
دو شخصیتین، ثبات ندارن، از خودراضین...
مشخصه حالت خوب نیست

 


پنجشنبه 23 خرداد1392 ساعت: 8:38     توسط:com

این حرف .... درسته
در شما هم دیدم که میگم(مخصوصا اولی و دومی(
ولی نارحت نشو هر کسی یه نقطه ضعف هایی داره

 


پنجشنبه 23 خرداد1392 ساعت: 13:41   توسط:یه دوست :

والا ما که نشنیدیم
بیشتر تعرفای خودت از خودته، بگو تصور میکنم... من اینجوریم... 
ماست هیچکس ترش نیست!!!!

 


شنبه 25 خرداد1392 ساعت: 9:19    توسط:دوست :

منم با نظر .... کاملا موافقم
با شناختی که ازتون دارم از انتقاد خوشتون نمیاد
ولی می خوام یه انتقاد ازتون بکنم، می دونین شما تنها مشکلی که دارین چیه؟ خوب مگه می شه آدم خودش نشناسه ولی واسه یادآوری می گم،شما تنها مشکلی که دارین اینه که از خود راضی هستین
فک می کنین هر چی خودتون بگید درسته و بی نقصه

دلیلتون رو از این پستها نمی فهمم
شاید می خواین خودتون خوب جلوه بدین، نمی دونم
ولی راه مناسبی رو پیش نگرفتین
حداقل اینه که ما شما رو میشناسیم
تغییر سخته ولی سعی کنید اینجوری نباشید چون خیلی بده که آدم از خود مچکر باشه

 


شنبه 25 خرداد1392 ساعت: 9:20  توسط:دوست  :

بهتر این بود بخش نظرات رو باز نگه می داشتین تا نظرات بدون تأیید ثبت بشن، اون وقت می دیدین خیلیا با نظر من موافقن

 


دوشنبه 27 خرداد1392 ساعت: 17:28    توسط:دوست :

نظرمون ثبت نشد انگار پیاده شدی

 


 


پاسخ نوشت : مچکرم

بازم نوشت : هر چه می خواهد دل تنگت بگو

کامنت نوشت : قسمت نظرات تا اطلاع ثانوی باز می باشد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 توسط سيد وحيد رضا |

گفته اند خرداد ماهی ها با احساس اند . با احساس و پر عاطفه.....

لذت می برند از بودن آنان که دوستشان دارند و له می شوند از نبودنشان .

گفته اند دیر عاشق می شوند و دیر رها از عشق شان.

تصور می کنند عشق شان محـترم است و بایدی هست که تا ابد به آن پایبند باشند .


گفته اند سخت دل می دهند . سخت بغض چشم های مقابل باورشان می شود.
واگر باورشان شد ؛ اما سخت فراموش شان می شود !

گفته اند جان می کند کسی که دل خرداد ماهی را صاحب شود و جان می کند خرداد ماهی که دلش را از او پس گیرد .

دل گیرند از کسی که نیست کنارشان....دارند میمیرند.....دارند جان می دهند...بی قرارند....  حرف نمی زنند....لب باز نمی کنند....به روی خودشان نمی آورند...

قلبشان می تپد ؛ می ریزد ؛ سست می شوند از دیدن آنکه دلشان را به او هدیه داده اند . اما شرم شان می شود چشم هایش را از آن خودشان کنند .
تحلیل می روند که حرمت ها را نگه دارند...

 

من ؛ خرداد ماهی خسته ام.....

من ِ خرداد ماهی ، دارم جان می کنم و به روی خودم نمی آورم....

من ِ خرداد ماهی ، دیگر توان خرداد ماهی بودن را ندارم...!

ممکن است نگه دارید ؟؟؟ من ؛ می خواهم پیاده شوم.....


احمد شعبانی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 توسط سيد وحيد رضا |

آخرین بار که دیدمش ، حسابی صورتش پیر شده بود !

عصای پیرمردها رو دیدم که دوتا دستاشو روش انداخته بود

همه ی موهای سرش ، حتی ابروهاش هم ریخته بود ؛ فقط چندتا دونه موی سفید و پریشون مونده بود .

شیمی درمانی خستش کرده بود

معلوم بود بدنش جون نداره

حتی نمیتونست از روی صندلی ماشین پیاده شه

کنارش نشستم

اصلا باورم نمی شد..

بهش گفتم : یوسف......خودتی ؟!

همون یوسف که از بچگی باهم بودیم...همون که سر نمره کلاس دعوامون میشد....همون که تو 

کوچه فوتبال بازی میکردیم ... همون که . . .

هیچی نگفت ؛ فقط یه لبخند زد و سرش رو تکون داد ..

گفتم خـــــــب... ؟؟؟؟     گفت دکترا میگن داری بهتر میشی

هرجوری بود جلو بغضمو گرفتم

وقتی خواستم خدافظی کنم بهم گفت :  سید واسم دعا کن ..

.

.

.

.

.

چند روز پیش تلفن زنگ خورد

سلام وحید؛
یوسف از بین رفت . . .

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 توسط سيد وحيد رضا |
دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی ، خالیست ..

و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم !

شاید این هم ؛ خاصیت ِ داشتن همین صفحه مجازیست .


میان جاده که می آمدم سرم پـر از فکر بود

فکرهایی از آن دست که به هر نیمه ای که می رسیدم

احساس می کردم بیش از این رخصت پیش رفتن ندارم

چیزهایی مثل :

آینده..

رفتن..

ماندن..

 

حالا اما..
اندیشه ای نیست برای به واژه آوردن !

 

 

متن نوشت : از یک دوست

درباره وبلاگ

سيد وحيد رضا ؛
مدتي است دانشجو هستم
و به نهايت اين راه نزديكم.

این واسه زمان تأسیس وبلاگه
الان فارغ التحصیلم

همه تلاشمو می کنم
که دوباره دانشجو بمانم
حتی اگر که قبول نشم!

اين وبلاگ شامل دل نوشته ها
و عقايد شخصي اينجانب مي باشد.


اگردشنه ی دشمنان،خنجریم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
چو" گلدان خالی..." لب پنجره
پر از خـاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ، ما دیـده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
گـواهـی بـخواهیـد ، اینـک گـواه
همین زخمهایی که نشمرده ایم

منوي اصلي